×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه, ۲۸ فروردین , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 17 April , 2026
روایت بی‌سابقه‌ترین شکست راهبردی واشنگتن در برابر طرح ۱۰ بندی ایران

به گزارش “سیرجان خبر” در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴، خبری از پایتخت پاکستان به گوش جهانیان رسید که نه تنها ساختار امنیتی خاورمیانه، بلکه نظم مستقر قدرت در جهان را دچار یک زلزله راهبردی کرد.

جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، پس از ۴۰ روز جنگ تمام‌عیار، با میانجی‌گری حکیمانه اسلام‌آباد، بر سر برقراری آتش‌بسی دو هفته‌ای و از سرگیری مذاکرات بر اساس پیشنهاد ۱۰ بندی جمهوری اسلامی ایران به توافق رسیدند.

این جمله، در حقیقت برگ پایانی یک نبرد نامتوازن اما حماسی بود؛ نبردی که در آن «ابرقدرت» ادعایی جهان، در برابر «اراده یک ملت» زانو زد و برای فرار از اضمحلال کامل، مجبور شد با شروطی که دشمن خود تعیین کرده بود، سر میز مذاکره بنشیند.

این توافق که از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و شورای عالی امنیت ملی ایران تأیید شده، یک آتش‌بس ساده نیست. چارچوب آن، یعنی پذیرش پیشنهاد ۱۰ بندی ایران به عنوان مبنا، به تنهایی یک پیروزی دیپلماتیک بی‌سابقه در تاریخ روابط ایران و آمریکا محسوب می‌شود.

آتش‌بس در همه مناطق، از لبنان گرفته تا یمن و سایر نقاط، از ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه به وقت ایران اجرایی شد؛ لحظه‌ای که در تاریخ دیپلماسی مقاومت به عنوان «ساعت تحقیر یکجانبه‌گرایی» ثبت خواهد شد.

بر اساس اطلاعیه قاطع و مقتدرانه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، چیزی جز یک «پیروزی عظیم و تاریخی» برای ایران و محور مقاومت نبود.

«نیویورک تایمز» از «عقب‌نشینی ترامپ» نوشت و تأکید کرد که رئیس‌جمهور آمریکا از تهدیدهای خود عقب‌نشینی کرده است.

هری سیسون، فعال رسانه‌ای شناخته شده آمریکایی، نیز نوشت: «توافق ترامپ با ایران خیلی وحشتناک به نظر می‌رسد. آنها کنترل کامل تنگه هرمز را به دست می‌آورند، همه تحریم‌ها برداشته می‌شود، اورانیوم را نگه می‌دارند و همچنین موشک‌هایشان را! پس جنگ چه فایده‌ای داشت؟» این سؤال، بهترین خلاصه از عمق شکستی است که بر تیم جنگ‌طلب کاخ سفید تحمیل شده است.

همچنین یاسمین انصاری، نماینده کنگره آمریکا  گفت: ما نمی‌دانیم همه این اقدامات (در جنگ) برای چه بود؟ این آتش‌بس هم چرخه احمقانه تصمیمات ترامپ است. او یک بحران ایجاد می‌کند، سپس سعی می‌کند به مردم آمریکا بگوید که بحران را حل کرده است و سپس مسیر را معکوس طی می‌کند. و این دقیقاً همان چیزی است که با این آتش‌بس و با تنگه هرمز اتفاق افتاد.

واکنش‌ها در داخل ایران نیز طیف متنوعی از غرور ملی تا هوشیاری انقلابی را نشان می‌دهد.

ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با قاطعیت تمام اعلام کرد: «گفته بودیم راهی جز تسلیم شدن و تن دادن به خواسته‌های ایران بزرگ ندارید!»

ابراهیم رضایی، سخنگوی این کمیسیون، نیز با یادآوری پیش‌بینی سردار شهید قاسم سلیمانی تأکید کرد که «پایان این جنگ را ما ترسیم می‌کنیم. دشمن چاره‌ای ندارد جز اینکه در مقابل ملت بزرگ ایران تسلیم شود.» این پیوند میان شهادت و پیروزی، بار دیگر اثبات کرد که مکتب مقاومت، تنها مکتبی است که می‌تواند ابرقدرت‌ها را به پای میز تحقیر بکشاند.

البته در کنار این اطمینان‌بخشی‌ها، صداهای هشداردهنده و مبتنی بر تجربه نیز به گوش می‌رسد. مالک شریعتی، نماینده تهران، با نگاهی واقع‌بینانه نسبت به سابقه بدعهدی آمریکا ابراز تردید کرد و گفت: «فعلاً آمریکا پذیرفته پیشنهاد ۱۰ بندی ایران مبنای پایان جنگ باشد، اما با توجه به سابقه بدعهدی آمریکا بسیار بعید است به آنها پایبند بماند. لذا فعلاً اصلاً نمی‌توان خوش‌بین بود و بلکه کاملاً بدبین هستیم و با چشم باز تحولات را دنبال خواهیم کرد.»

این رویکرد، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی در نظام تصمیم‌گیری ایران است که حتی در اوج پیروزی، فریب ظاهر فریبنده دشمن را نمی‌خورد.

در سطح منطقه‌ای، استقبال از این آتش‌بس، نشانه‌ای از پایان یک دوره تنش و آغاز فصل جدیدی از گفت‌وگو است.

وزارت خارجه عراق با صدور بیانیه‌ای از هرگونه تلاش منطقه‌ای و بین‌المللی برای مهار بحران‌ها حمایت کرد و بر اهمیت پایبندی کامل به آتش‌بس تأکید نمود.

مصر نیز با استقبال از تعلیق عملیات نظامی در منطقه، بر ضرورت فرصت دادن به دیپلماسی صحه گذاشت. این حمایت‌های دیپلماتیک، به ویژه از سوی دو کشور محوری عرب، نشان می‌دهد که موازنه قدرت در منطقه به نفع محور مقاومت تغییر کرده است و دیگر کسی تمایلی به همراهی با ماجراجویی‌های شکست‌خورده آمریکایی ندارد.

نقش پاکستان در این میان، شایسته تقدیر ویژه است. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، که شخصاً میانجی‌گری را بر عهده داشت، در بیانیه‌ای متواضعانه اما پرمعنی اعلام کرد: «با نهایت فروتنی، خرسندم اعلام کنم که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به همراه متحدانشان، بر سر آتش‌بسی فوری در همه جا توافق کرده‌اند.» او از هیئت‌های دو طرف دعوت کرد تا روز جمعه ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ در اسلام‌آباد گرد هم آیند و مذاکرات برای دستیابی به توافقی نهایی به منظور حل‌وفصل تمامی اختلافات را آغاز کنند. انتخاب پاکستان به عنوان میانجی، حاکی از اعتماد بالای تهران به این کشور همسایه و شکست کامل فشار حداکثری آمریکاست که قصد داشت ایران را در محاصره دیپلماتیک قرار دهد.

رضا نصری، حقوقدان بین‌الملل، در تحلیلی عمیق از ابعاد حقوقی و سیاسی این توافق نوشت: «اینکه ترامپ گفته طرح ده ماده‌ای ایران مبنای مذاکره است، یعنی چارچوب و پارامترهای توافق نهایی را ایران تعیین کرده است. اگر چنین توافقی حاصل شود، دستاوردی تاریخی خواهد بود که بازتاب‌دهنده جایگاه جدید ایران در نظم جهانی است.» این جمله، کلید فهم اهمیت لحظه کنونی است. نظم جهانی در حال تغییر است و ایران با این پیروزی میدانی-دیپلماتیک، خود را به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده در این نظم جدید تثبیت کرده است.

در واقع، آنچه در این ۴۰ روز اتفاق افتاد، یک پیروزی تاکتیکی نبود؛ یک پیروزی راهبردی و نسلی بود که معادله قدرت در غرب آسیا را برای دهه‌های آینده تغییر داد. آمریکا دیگر نمی‌تواند با تهدید زبان‌درازی کند و ایران دیگر تنها یک بازیگر منطقه‌ای نیست؛ او معمار صلح آینده در خاورمیانه است.

در پایان، باید اعتراف کرد که ملت ایران، پس از سال‌ها تحریم، ترور، فشار و جنگ نیابتی، سرانجام میوه صبر و ایستادگی خود را چید. آتش‌بس دو هفته‌ای، شاید موقتی به نظر برسد، اما شروعی است برای پایانی که در آن دیگر خبری از «ابرقدرت» قلدر نیست؛ بلکه از دو کشور برابر سخن می‌گوییم که یکی از آنها آن هم جمهوری اسلامی ایران جدول مذاکره را املا کرده است.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.